خرید بک لینک
امروز رفتیم کوهع صفه...صبح ساعت7 اونجا بودیم...جای شما خالی خیلی خوب بود هوا...

لذت بردم...

فقط حیف سر چیزای کوچیک دوستم اعصابمو یه کم بهم ریخت....حیف...

برچسب: نویسنده: آرین نعمتی تاريخ: چهارشنبه 12 تير 1398 ساعت: 17:08

گاهی دلم برای این وبلاگ بیچارم میسوزه...تنها چیزیه ک همدم غما و خوشیام بوده بدون اینکه کمی اخم به ابرو بیاره...

یه جوری ازش حرف میزنم انگار از یه انسان دارم میگم...

چقدر ما ادمای مجای تنهاییم...

چقدر زندگیمون غمنگیزه...الکی می خنیدم ک کسی چهره ی گریونمونو نبینه...اخی چقدر ما گناه داریم...:(

برچسب: نویسنده: آرین نعمتی تاريخ: چهارشنبه 12 تير 1398 ساعت: 17:08

بعد از چند سال هنوزم میگم...هنوزم متنفرم از پدری ک ته دلم دوسش دارم...

برچسب: نویسنده: آرین نعمتی تاريخ: چهارشنبه 12 تير 1398 ساعت: 17:08

بی حوصله نیستما ولی توی یه حالتی گیر افتادم ک دلم میخواد یه کم یکی باشه غر بزنم بهش اونم هیچی نگه و فقط گوش کنه همین.

برچسب: نویسنده: آرین نعمتی تاريخ: چهارشنبه 12 تير 1398 ساعت: 17:08

اینکه میگن زمین به شکل باور نکردنی گرده درسته...دقیقا همون جایی ک گله مندی از خدا به پشت سرت ک نگاه کنی ببینی قبلا دل کیو شکستی میفهمی دلیل این حال بدت کدوم دل شکستنه...یعنی کجا دل شکستم ک حالو روزم این شده!

برچسب: نویسنده: آرین نعمتی تاريخ: چهارشنبه 12 تير 1398 ساعت: 17:08

از تمام عالم و ادمم ک فرار کنم از خودم عمرا بتونم...این روزا فقط خوشحالم ک سر کار میرم تا با حداقل کارم ک تقریبا کل روزمو میگیره وقتمو پر کنم ...البته به قول معروف من خودمو خفه میکنم از کار...شاید خیلادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین نعمتی تاريخ: چهارشنبه 12 تير 1398 ساعت: 17:08

تاریخ مصرف این وب تموم شد از امشب ...

یه وب جدید ساختم ...ا ز همین الانم رمز عبورمو تغییر میدم ک نتونم دیگه وارد این وب بشم...خواستی بیا اون وبمو دنبال کن و بخون...همین...نخواستین هم مهم نیس...

http://deli20-21.blogfa.com/

برچسب: نویسنده: آرین نعمتی تاريخ: چهارشنبه 12 تير 1398 ساعت: 17:08

دلم گرفته یه کم... دلم می خواست اینقدر پول داشتم ک برای لذت بردن کار می کردم ن فقط برای پول ...هر چند من واقعا کارمو دوس دارمو لذت می برم...ولی خب منکر این نیستم ک نیاز به پولم دارم... +یکی مث من از ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین نعمتی تاريخ: يکشنبه 5 اسفند 1397 ساعت: 3:59

اه حوصلم ترکید...

از جمعه ها متنفرم...

کاشکی لااقل دوست پسر داشتم باهاش چت می کردم...

خسته شدم از این زندگی یک نواخت...

انوقت می گن چرا بچه ها میرن دنبال چیزای خاک بر سری و بد ...

خب یکیش خود من...از سر بیکاری و یک نواختی میرم چت روم ...محض رضای خدا یه ادم خوبم پیدا نمی شه...ای بابا...

برچسب: نویسنده: آرین نعمتی تاريخ: يکشنبه 5 اسفند 1397 ساعت: 3:59

نمیدونم چرا از زندگیم راضی نیستم ....

وقتی حرفای ادمایی ک خیلی ایده آل گرایانه در مورد زندگی حرف میزنن رو میشنوم ناراحت میشم چون با حرفاشون امسال من و ما رو دارن قضاوت میکننن ولی ایا اگه اونها هم جای ما بودن همین نبود وضعشون؟!

چقدر سخت شده زندگیا...

برچسب: نویسنده: آرین نعمتی تاريخ: يکشنبه 5 اسفند 1397 ساعت: 3:59

بچه ها می خوام یه پیجی توی اینستا بزنم و به جایی برسونمش ک بتونم تبلیغات انجام بدم توی اون و در آمد داشته باشه برام حالا هر چند کم ...و از در آمدش ن برای خودم بلکه برای نیازمندان استفاده کنم...البته میدونم زمان بر هست ...ولی من حتی اگه نشدنی هم باشه دوست دارم در این باره تلاشمو بکنم...اما نمیدونم با چه موضوعی شروعش کنم ک استارت کاری خوبی باشه و بتونم فالورای واقعی جمع کنم...میشه راهنماییم کنید؟

برچسب: نویسنده: آرین نعمتی تاريخ: يکشنبه 5 اسفند 1397 ساعت: 3:59

خدا شاهده دو هفتست چشم گذاشتم برای این فیلم لعنتی حالا ک می خوام خروجی بگیرم ازش ارور میده البته پنجشنبه متوجه این موضوع شدم و دو روزه فکرم درگیرشه چون به جمعه هم خورد اعصابمو بیشتر خورد کرد...چون پروژه توی محل کارمه...

خلاصه ک دعا کنید فردا شنبه کارم راه بیوفته و مشکل فیلمم حل بشه ...ترخدا دعا کنید ...خیلی استرسشو دارم...خیلی زیاد...تروخدا برام دعا کنید...وگرنه باید از اول بشینم وقت بزارم براش...خدایا خودت کمکم کن:(

برچسب: نویسنده: آرین نعمتی تاريخ: يکشنبه 5 اسفند 1397 ساعت: 3:59

هنوزم ک هنوزه هیچ جایی مثه بلاگفا بهم ارامش نمیده...اینستا ک کلا مزخرفه ولی به دلایلی توش فعالیت دارم...تلگرامم ک بیمزست...واتساپم ک دیگه بد تر...اما بلاگفا همچنان عشقه دوستای بلاگفام از همه بهترنکاشکادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین نعمتی تاريخ: يکشنبه 5 اسفند 1397 ساعت: 3:59

دوست گرامی (اقا احسان..) وبلاگت برای بنده باز نمی شه!

+این ادرس برای کانال تلگرام بود یا اینستا؟!

ادرسشو درست برام بزارین..

باید فکر کنم در بارش...

برچسب: نویسنده: آرین نعمتی تاريخ: يکشنبه 5 اسفند 1397 ساعت: 3:59

نمیدونم چرا اینقدر دلم گرفته

مردشور این دلو ببرن ک دردش معلوم نیس چیه...البته معلومه ها ولی فعلا حل شدنی نیس...یعنی راستش با خودم نمیدونم چند چندم...

اینقدر درگیر کارم ک حالو حوصله ی هیچی ندارم حتی وبلاگ نازنینمو ک همدم روزای تنهاییم بوده و هست

خدایا کمکم کن:(

برچسب: نویسنده: آرین نعمتی تاريخ: يکشنبه 5 اسفند 1397 ساعت: 3:59

صفحه بندی